مرتضى مطهرى
101
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كه ماده و طبيعت است متغير است و ناچار تمام اصول علمى و تمام اصول فلسفى و تمام اصول منطقى و از آن جمله خود همين اصول فلسفى ماترياليسم و اصول منطقى ديالكتيك اصول متغيرى هستند كه در يك زمان وجود دارند ، در زمان ديگر نمىتوانند وجود داشته باشند ؛ يعنى هيچ چيزى و از جمله همين اصول قهراً جاويد نيست . اين يك جهت بود كه گفتيم ما به اين معنا هيچ گاه اصل حركت را به طورى كه شامل افكار هم بدانيم قبول نداريم و اين جايى است كه راه جدا مىشود . ديگر اينكه گفتيم در باب تضاد ، آن شكل خاص تضادى را كه هگل گفته و بعد اينها گفتهاند ، نه تنها ما قبول نداريم بلكه علم نيز نمىتواند به اين شكل بپذيرد كه جريان و حركت طبيعت هميشه به اين نحو است كه به سوى نفى خودش و به سوى ضد خودش انجام مىگيرد و هميشه مرحلهء بعدى نفى كنندهء مرحلهء قبلى است . خود اينها هم بالاخره نتوانستند اين را در طبيعت پياده كنند . هرچه هم توجيه و تعبير مىكنند جور در نمىآيد ؛ و وقتى در طبيعت صادق نيست ديگر نوبت به فكر نمىرسد . اينها را تقريباً در جلسات پيش هم عرض كرديم . تكرار كرديم براى اينكه بهتر در اذهان متمركز بشود . اصل تأثير متقابل و نتيجهء آن مسئلهء ديگر - كه اين هم مهم است و اين هم مربوط به منطق ديالكتيك مىشود و باز اين هم اصالت فكر را به كلى نفى مىكند - اين است كه اينها اصل تأثير متقابل را نيز - كه در جلسات پيش شرح داديم - به گونهء خاصى تفسير مىكنند و همچنين آن را حتى به افكار و اصول تعميم مىدهند . حال ببينيم نتيجه چه در مىآيد ؟ گفتيم در اصل تأثير متقابل اينجور مىگويند كه همهء اشياء در يكديگر مؤثرند . اين معنايش اين است كه هر چيزى را در محيطش بايد در نظر گرفت و در واقع همه چيز براى همه چيز محيط است و همه چيز براى همه چيز محاط ، نه اينكه محيط يك چيز است و محاط چيز ديگر . مثلًا اگر بگوييم اين محيط در من اثر مىگذارد ولى من در اين محيط اثر نمىگذارم غلط است . اگر اين درخت جزء محيط من است ، من هم جزء محيط اين درخت هستم . ناچار اين اصل را در مورد افكار هم سرايت مىدهند و تصريح هم مىكنند . نتيجهاش همان مىشود كه فكر انسان هيچ اصالتى نداشته باشد . مىگويند هر فكرى صد درصد زاييدهء شرايط ذهنى و عينى خودش است و غير از اين هم نمىتواند باشد . فكر هر فيلسوفى ، فكر هر پيغمبرى ، فكر هر مصلحى ، فكر هر بدخواهى و فكر هر نيكخواهى تابع شرايط ذهنى و عينى خودش است ، يعنى سوابق ذهنى هر شخص به ذهن او يك رنگ خاص مىدهد . وقتى كه يك فكر براى او پيدا